ترجمه :

27 - تو اى روح آرام يافته !
28 - به سوى پروردگارت بازگرد در حالى هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است .
29 - و در سلك بندگانم داخل شو.
30 - و در بهشتم ورود كن .


تفسير: 

اى صاحب نفس مطمئنه !

بـعـد از ذكـر عذاب وحشتناكى كه دامان طغيانگران و دنياپرستان را در قيامت مى گيرد، در آيـات مـورد بـحـث به نقطه مقابل آن پرداخته ، و از (نفوس مطمئنه ) و مؤ منانى كه در ميان اين طوفان عظيم از آرامش كامل برخوردارند پرداخته ، و آنها را با يك دنيا لطف و محبت مخاطب ساخته مى گويد: 

 

(اى نفس مطمئنه )! (يا ايتها النفس المطمئنة ).


(بـه سـوى پـروردگـارت بـازگـرد، در حـالى كـه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است )!

ارجعى الى ربك راضية مرضية ).


(و در سلك بندگانم داخل شو) (فادخلى فى عبادى ).


(و در بهشتم وارد شو) (و ادخلى جنتى ).


چـه تـعـبـيرات جالب و دل انگيز و روحپرورى ؟ كه لطف و صفا و آرامش و اطمينان از آن مى بارد!

دعوت مستقيم پروردگار، از نفوسى كه در پرتو ايمان به حالت اطمينان و آرامش رسيده اند.

دعـوت از آنـهـا بـراى بـازگـشـت بـه سـوى پـروردگـارشـان به سوى مالك و مربى و مصلحشان .

دعـوتـى كـه آمـيـخته با رضايت طرفينى است ، رضايت عاشق دلداده از معشوق ، و رضايت محبوب و معبود حقيقى .

و بـه دنـبـال آن تـاج افتخار عبوديت را بر سر او نهادن ، و به لباس بندگى مفتخرش كردن ، و در سلك خاصان درگاه او را جاى دادن !

و سـپـس دعـوت از او بـراى ورود در بهشت ، آنهم با تعبير (وارد بهشتم شو) كه نشان مى دهد ميزبان اين ميهمانى تنها و تنها ذات مقدس او است ، عجب دعوتى ! عجب ميزبانى ! و عجب ميهمانى !
منظور از (نفس ) در اينجا همان روح آدمى است .

و تـعـبـيـر بـه (مـطـمـئنـة ) اشـاره بـه آرامـشـى اسـت كـه در پـرتـو ايـمـان پـيـدا و حاصل شده ، چنانكه قرآن مى گويد:

الا بذكر الله تطمئن القلوب .

(بدانيد تنها با ذكر خدا دلها آرام مى گيرد) (رعد - 28).

چـنـيـن نفسى هم اطمينان به وعده هاى الهى دارد، و هم به راه و روشى كه برگزيده مطمئن است ، هم در اقبال دنيا و هم در ادبار دنيا، هم در طوفانها، و هم در حوادث و بلاها، و از همه بالاتر در آن هول و وحشت و اضطراب عظيم قيامت نيز آرام است .

مـنظور از بازگشت به سوى پروردگار به عقيده جمعى از مفسران بازگشت به ثواب و رحمت او است ، ولى بهتر آن است كه گفته شود بازگشت به سوى خود او است ، يعنى در جوار قرب او جاى گرفتن ، بازگشتى معنوى و روحانى نه مكانى و جسمانى .

آيـا ايـن دعـوت به بازگشت به سوى پروردگار تنها در قيامت است ، و يا از لحظه جان دادن و پايان گرفتن عمر؟
سياق آيات البته مربوط به قيامت است ، هر چند تعبير خود اين آيه مطلق و گسترده است .

تـعبير به (راضيه ) به خاطر آن است كه تمام وعده هاى پاداش الهى را بيش از آنچه تـصـور مـى كـرد قـريـن واقـعـيـت مـى بـيـنـد، و آنـچـنـان فـضـل و رحـمت خدا شامل حال او مى گردد كه يكپارچه رضا و خشنودى مى شود و اما تعبير به (مرضية ) به خاطر اين است كه مورد قبول و رضاى دوست واقع شده است .

چـنـيـن بـنـده اى ، بـا چـنـان اوصـاف ، و بـا رسـيـدن بـه مـقـام رضـا و تـسـليـم كـامـل ، حـقـيـقـت عـبـوديت را كه گذشتن از همه چيز در طريق معبود است دريافته ، و در سلك بندگان خاص خدا گام نهاده ، و مسلما جايى جز بهشت براى او نيست .

در بـعـضـى از تـفـاسـيـر آمـده اسـت كـه ايـن آيـات در مـورد حـمـزه (سـيـد الشـهداء) نازل شده ، ولى با توجه به اينكه اين سوره مكى است اين در حقيقت نوعى تطبيق است نه شاءن نزول ، همانگونه كه درباره امام حسين نيز در آغاز سوره خوانديم .

جـالب ايـنـكـه در روايـتـى كـه در كـافـى از امـام صـادق (عـليـه السـلام ) نقل شده مى خوانيم : كه يكى از يارانش پرسيد آيا ممكن است مؤ من از قبض روحش ناراضى باشد؟!

فـرمـود: نـه بـه خـدا سـوگـند، هنگامى كه فرشته مرگ براى قبض روحش مى آيد اظهار نـاراحـتـى مـى كند، فرشته مرگ مى گويد: اى ولى خدا ناراحت نباش ! سوگند به آنكس كـه مـحـمـد (صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ) را مـبعوث كرده من بر تو مهربانترم از پدر مـهـربـان ، درسـت چـشـمـهـايـت را بـگـشـا و بـبـيـن ، او نـگـاه مـى كـنـد، رسـول خـدا (صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ) و امـيـر مـؤ مـنـان (عـليـه السـلام ) و فاطمه (علیه السلام ) و حسن (عليه السلام ) و حسين (عليه السلام ) و امامان از ذريه او (عليهم السـلام ) را مـى بـيـنـد، فـرشـتـه بـه او مـى گـويـد نـگـاه كـن ايـن رسول خدا و امير مؤ منان و فاطمه و حسن و حسين و امامان (عليهم السلام ) دوستان تواند.

او چشمانش را باز مى كند و نگاه مى كند، ناگهان گوينده اى از سوى پروردگار بزرگ نـدا مـى دهـد، و مـى گـويـد: يـا ايتها النفس ‍ المطمئنة : (اى كسى كه به محمد و خاندانش اطـمـيـنـان داشـتـى ! بـازگـرد بـه سـوى پـروردگارت ، در حالى كه تو به ولايت آنها راضـى هـسـتـى ، و او بـا ثـوابـش از تـو خـشـنـود اسـت ، داخـل شـو در مـيـان بـنـدگـانـم يـعـنـى مـحـمـد و اهـلبـيـتـش (عـليـهـم السـلام ) و داخل شو در بهشتم ، در اين هنگام چيزى براى انسان محبوبتر از آن نيست كه هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به اين منادى بپيوندد)!.
خداوندا! ما را به چنان آرامشى مفتخر فرما كه شايسته اين خطاب بزرگ شويم .

پـروردگـارا! رسـيـدن بـه ايـن مـقـام جـز بـه لطـف و عـنـايـتـت مـمـكـن نـيـسـت ، مـا را مشمول الطافت فرما.
خـداوندا! مسلما چيزى از كرمت كم نمى شود اگر ما را از صاحبان نفوس مطمئنه قرار دهى ، بيا و بر ما منت گذار و كرم كن .


بـار الهـا! مـى دانـيـم كـه ايـن آرامـش جز در سايه ذكر تو ممكن نيست توفيق ذكر را خودت عنايت فرما.
آمين يا رب العالمين