پاسخ رهبر انقلاب به نامه حجت‌الاسلام‌ قرائتی برای ترویج و تفسیر قرآن

 

پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به نامه‌ی حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسن قرائتی در ارتباط با اهمیت قرآن و ضرورت کار برای ترویج و تفسیر آن: «بعدالسلام خداوند به جنابعالی توفیق عطا فرموده است و امیدواریم آن را افزایش دهد. حقیر با کار برای ترویج قرآن و تفسیر کاملاً موافقم.»

نامه حجت الاسلام قرائتی به رهبر انقلاب برای ترویج و تفسیر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، اللهم صل على محمد وآل محمد
 
محضر مبارک حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر عزیز انقلاب اسلامی (دامت برکاته)

سلام علیکم

اگر احساس وظیفه نمی‌کردم، با توجه به وقت عزیز شما و مشکلات بسیار مهم و پیچیده این مقدار از وقت شما را نیز نمی‌گرفتم. آنچه مرا به نوشتن این چند سطر وادار کرد، چند آیه‌ی قرآن بود:

۱. پیامبر در قیامت از مظلومیت و شهید شدن اهل بیت علیهم السلام سخنی نمی‌گوید، ولی از مهجوریت قرآن گله می‌کند. «و قال الرسول یا رب إن قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا» (فرقان، ۳۰)

٢. دومرتبه سفارش شده است که کتاب آسمانی را جدی بگیرید. «خذ الکتاب بقوة» (مریم، ۱۲)

٣. در سخنرانی پیامبر مأمور می‌شود که از وحی بگوید، «لتبین للناس ما نزل إلیهم» (نحل، ۴۴) در حالی که امروز بسیاری از سخنرانی‌ها از شعر، رؤیا، تاریخ، حکایات و نظرات این و آن پر است، ولی سخنرانی با محوریت قرآن کم است.

۴. قرآن عالم ربانی را عالم قرآنی می‌داند. «کونوا ربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب و بما کنتم تدرسون» (آل عمران، ۷۹)

۵. اساس همه‌ی حوزه‌های علمیه یک توبیخ قرآنی است که فرمود: «فلولا نفر من کل فرقه...» (توبه، ۱۲۲) در حالی که تدبر در قرآن با دو توبیخ مطرح شده است:
الف) «أ فلا یتدبرون القرآن»
ب) «أم على قلوب أقفالها» (محمد، ۲۴)

۶. مشکل حوزه‌های علمیه این است، که با اینکه خوش‌بینانه ده درصد طلاب فقیه می‌شوند، ولی عمده‌ی مغزهای حوزوی برای تربیت این ده درصد زحمت می‌کشند، که البته این زحمت لازم است زیرا شاید ما به تعداد فرمانداری‌ها فقیه نداشته باشیم و برای نود درصدی که قدرت اجتهاد ندارند، برنامه‌ی چشمگیری نظیر شیوه‌ی پاسخ به سؤالات، شیوه‌ی کلاس‌داری، شیوه‌ی بیان تفسیر و حدیث، شیوه‌ی جذب جوانان به نماز و... وجود ندارد. گرچه در این سال‌ها تخصص‌هایی به راه افتاده است، ولی خروجی آنها چشمگیر نیست و جای بعضی از تخصص‌ها خالی است.

۷. ای کاش همان‌گونه که پیامبر فرمود: نباید بین کتاب الله و عترتی جدایی باشد «لن یفترقا»، ما باید تعداد جلسات قرآن را به تعداد جلسات عزاداری محرم و جشن‌های نیمه شعبان برسانیم.

۸. گرچه امروز در سایه انقلاب تحولاتی در حوزه‌ها پیدا شده است، لکن کم نیستند کسانی که قرآن و نهج‌البلاغه را علم نمی‌دانند، در حالی که امام رضا علیه‌السلام فرمود: «من أراد العلم فلیثور القرآن» (مجمع البحرین، ج ۳، ص ۲۳۸)

۹. با اینکه قرآن، کتاب تزکیه و تهذیب است، در حوزه‌ها معاونت تهذیب هست، در حالی که قرآن مهم‌ترین سرچشمه‌ی تهذیب است، و می‌توان آیات اخلاقی را در همان معاونت تهذیب مطرح کرد.

۱۰. بحمدالله امروز حفظ قرآن و تلاوت و مسابقات قرآنی با گذشته قابل قیاس نیست، اما نسبت به آنچه می‌توانیم انجام دهیم، فاصله‌ها داریم. سزاوار است اقامه‌ی قرآن دوش‌به‌دوش اقامه‌ی نماز باشد. زیرا کلمه‌ی أقیموا، هم برای نماز آمده «أقیموا الصلاة» و هم برای کتب آسمانی آمده است «أقاموا التوراة و الإنجیل و ما أنزل».

۱۱. با اینکه شب قدر شب نزول قرآن است ولی در شب قدر انواع ادعیه، سخنرانیها، مراسم و عزاداری‌ها مطرح است ولی در کمتر مسجدی در شب نزول قرآن از قرآن گفته میشود.

۱۲. با اینکه هدف قرآن بیشتر عموم مردم است، «بیان للناس» (آل عمران، ۱۳۷۸) ولی اکثر تفاسیر «بیان للخواص» است.

۱۳. با اینکه قرآن کتاب تذکر است، « فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ» (ق، ۴۵) ولی بیشتر موعظه‌ها از دیگران است.

۱۴. با اینکه از آیه «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» (نساء، ۸۲) (که خداوند توبیخ میکند) استفاده میشود تدبر واجب است، زیرا خداوند برای ترک کار مستحب توبیخ نمیکند، اما ما تفسیر را مستحب میدانیم.

۱۵. با اینکه برای هر رشته‌ی دانشگاهی در کنار معارف عمومی، باید آیات و روایات همان رشته جزء کتب درسی شود، ولی چنین نیست. در ادعیه میخوانیم که اولیای خدا برای هر عضوی یک دعا داشتند، و می‌گفتند: «و اکف أیدینا عن الظُلم و السرقه، طَهِّر بُطوننا من الحَرام والشُبهة». و بعد از اعضا، برای هر قشری و صنفی یک دعای خاصی داشتند. «و على الشباب بالانابة والتوبة و على النساء بالحیاء والعفة و على مشایخنا بالوقار و السکینة»

۱۶. با اینکه در قیامت درجات معنوی بر اساس قرآن است، «اقْرَأْ وَارْتَقِ» (مکاتیب الائمه، ج ۲، ص ۲۰۶) ولی شهریه‌های حوزه‌ها بر اساس قرآن نیست.

۱۷. با اینکه قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام در کنار هم هستند، ولی بحمدالله برای اهل‌بیت موقوفات هست، ولی برای قرآن و تفسیر موقوفات نیست.

حضرت آقا!
جناب‌عالی قبل از انقلاب درس تفسیر داشتید، و امروز هزاران روحانی در دانشگاه‌ها و پادگان‌ها و قوای مسلح و ائمه جمعه وجود دارند که بعضی گاهی تفسیر می‌گویند ولی هنوز در حوزه، دانشگاه و منابر رنگ سخنان مخلوق بیش از سخنان خالق است.
 
حضرت آقا!
ماشین‌هایی که هوا گرفته است، در سرازیری با هل دادن روشن می‌شود، سرازیری قرآن ماه رمضان است و نیاز به سفارشی است حداقل به روحانیونی که در دستگاه‌های دولتی و در ادارات و قوای سه‌گانه و امور مساجد و ائمه‌ی جمعه و حوزه‌های علمیه مشغول به کار هستند. باید همتی جدی باشد، چرا که اگر ما قرآن را به پا نداریم، از خداوند بدترین لقب را که پوچی است، دریافت خواهیم کرد. «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَیْءٍ حَتَّىٰ تُقِیمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِیلَ وَمَا أُنزِل» (مائده، ۶۸)

حضرت آقا!
چند ماهی بیشتر به ماه رمضان نمانده است، که نیمی از آن به خاطر تعطیلات عید و پنج‌شنبه‌ها و جمعه‌ها قابل استفاده نیست، ولی نیمی از آن فرصتی است که ما گام جدی‌تری بیش از آنچه تاکنون برداشته‌ایم، برداریم تا قرآن نزد ما مهجور نباشد. خواهشمند است به نمایندگان خود قبل از فرارسیدن ماه رمضان توصیه‌ی جدی بفرمایید که از هم‌اکنون خود را برای بیان تفسیر آماده کنند.
 
امید است چند جمله‌ی توصیه شما که مصداق تواصوا بالحق است سبب حرکت‌های بزرگی بشود، همان‌گونه که توصیه شما، ما و دیگران را وادار کرد که پرچم نماز میان نسل نو در آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها برافراشته‌تر گردد و نماز ظهر عاشورا به صورت فرهنگ عمومی درآید و همان‌گونه که صدها مسجد خوب در جاده‌ها ساخته شد و همان‌گونه که از یک جمله‌ی شما در این سال‌ها حدود ۵۰۰ میلیارد تومان زکات از طریق کمیته‌ی امداد جمع‌آوری و توزیع شد.

توجه به قرآن و سفارش به تفسیر و تدبر توسط حضرت‌عالی با اراده خداوند راهگشاست و برّی است که باید همه در این بر مشارکت کنند. به امید روزی که تمام حوزه‌ها و تمام مدرسین برای تفسیر سهم و جایگاهی در شأن کتاب آسمانی قرار دهند و همان‌گونه که سایر کتب محوریت دارد، تفسیر قرآن هم محور باشد.

والسلام علیکم و رحمةالله
مرید قدیم؛ محسن قرائتی

تفسیر آیه ۲۵۳ سوره بقره

مصحف (قرآن)

 

" وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لکِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یُرِیدُ". ۲۵۳بقره

و اگر خدا می‌خواست از تاثیر اختلاف مردم در پدید آمدن جنگ جلوگیری می‌کرد و لیکن او هر چه خودش بخواهد می‌کند و خداوند چنین خواسته است که در دار دنیا که دار اسباب است جلو اسباب را از تاثیر نگیرد و اختلاف سبب می‌شود که مردم به سوی جنگ رانده شوند، اگر نمی خواهند خون یکدیگر را بریزند باید خودشان با ترک اختلاف از پدید آمدن سبب، جلوگیری کنند.

روزمان را با قرآن آغاز کنیم

در رزمایش مهربانی ؛ کمک به گرفتاران را علنی انجام دهیم یا مخفیانه؟

 

[سوره البقرة (2): آيه 271]
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (271)
اگر صدقات را آشكارا بدهيد، پس آن كار خوبى است، ولى اگر آنها را مخفى ساخته و به نيازمندان بدهيد، پس اين براى شما بهتر است و قسمتى از گناهان شما را مى‏زدايد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

کمک به گرفتاران را علنی انجام دهیم یا مخفیانه؟

این پرسش که عبادت را علنی انجام بدهیم یا مخفیانه در عبادت هم هست. جوابش این است که هر دو رقم را در توصیه‌های دینی داریم. در مورد انفاق قرآن می‌گوید: «سِرًّا وَعَلَانِیَهً» یعنی هم عبادت مالی و انفاق علنی داریم، هم سری و پنهانی. آنجایی که پای آبروی مؤمن در میان است بایستی سری کمک کرد و باید آبرو و شخصیت افراد را حفظ کرد. اما یک وقتی کمک را به مراکز خیریه و امداد و … می‌دهیم، آنها را می‌شود علنی انجام داد، اگر خصوصاً کمکی به الگو شدن ما می‌کند. این آیه را نگاه کنید: «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِیَ» یعنی آشکار کردن صدقات کار خوبی است و عیبی ندارد چرا که با این اقدام فرهنگ‌سازی می‌شود و دیگران هم یاد می‌گیرند.

باید مواظب شأن و عزت افراد در مواسات بود

اما «وَإِنْ تُخْفُوهَا» اگر مخفی می‌کنید آن را «وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» این اقدام بهتر است و «یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئَاتِکُم ْ» سیئات شما را تکفیر می‌کند و «اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ». بنابراین بایستی ملاحظه حال شخصیت افراد و عزت افراد را در انفاق کرد. به‌ویژه مثلاً فرض بفرمائید به یک کسی از همسایه‌ها یا اقوام‌مان خدمتی می‌کنیم، اگر احتمال برود در صورتی که فرزند یا فرزندان ما ماجرا را بفهمند و روزی به روی او بیاورند، باید مراقب باشیم که فرزندان ما هم چیزی نفهمند. باید خیلی ملاحظه شأن، عزت و آبروی افراد را در این جریان کرد.

تفسیر سوره مبارکه اسراء ، آیه ۷۰

آیه های تصویری♥️هر آیه از قرآن راز و حرفی زیبا با خود دارد

ملاک ارزش اطاعت بشر

اطاعت بشر از این جهت افضل است که از صفای طینت و حسن سریرة او کشف می‌کند، به دلیل اینکه می‌بینیم عبادت و اطاعت کسی که می‌دانیم دارای خبث سریرة و پلیدی نفس است هیچ قیمتی ندارد، هر چند در تصفیه عمل و بذل منتهای قدرت نهایت درجه سعی را کرده باشد.

مانند اطاعت منافق و آنها که دچار مرض درونی می‌باشند که عملشان نزد خدای سبحان حبط است و خداوند حسناتشان را از دیوان اعمالشان محو می‌کند، پس ملاک ارزش و فضیلت اطاعت، صفای نفس مطیع و جمال ذات او و خلوصش در عبودیت است، و همین است که او را از معصیت به سوی اطاعت می‌کشاند،  (۷۰اسراء)

چرا توبه در حال مرگ قبول نيست؟

Image result for چرا توبه در حال مرگ قبول نيست؟

 

چرا توبه در حال مرگ قبول نيست؟

در الميزان فرموده: علّت عدم قبول اينگونه توبه آنست كه يأس از زندگي و ترس قيامت او را بتوبه و ندامت مجبور كرده و آنگاه كه نه حيات دنيوي هست و نه عمل خيري، توبه و رجوع واقعيت نخواهد داشت يعني آن در واقع توبه و برگشت حقيقي نيست.

در المنار گويد: … استاد گفت مراد آنست كه توبۀ صحيح از آنها واقع نميشود … آنوقت در توجيه اين سخن ميگويد سنّت خدائي بر آن جاري است كه اعمال بد در نفوس مرتكبين اثر بگذارد و اعمال بد بر آنها احاطه كرده مجالي براي انخلاع و توبه نمي ماند و آنگاه كه مرگ را معاينه كرد و از لذات زندگي مأيوس شد. ميگويد: توبه كردم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

المیزان، ج ۱، ص ۲۸۹ 

تفسیر آیه 2 سوره اعلی

 

الذی خلق فسوی ‏"اعلی۲"

(خلقت هر ‏چیزی) به معنای گردآوری اجزای آن است، و ‏(تسویه ‏اش) به معنای روی هم نهادن آن اجزا به نحوی است که هر جزئی در جایی قرار گیرد که جایی بهتر از آن برایش تصور نشود، و علاوه بر آن جایی قرار گیرد که اثر مطلوب را از هر جای دیگری بهتر بدهد، مثلا در مورد انسان چشم را در جایی و گوش را در جایی و هر عضو دیگر را در جایی قرار دهد که بهتر از آن تصور نشود، و حقش ادا شود.

 تلنگر قرآنی

 تلنگر قرآنی

 ویروس کرونا ، پدیده ای بود تا خداوند قیامت را ، که مردم فراموشش کردند ، یادآوری کند ، 
عاقبت ما را در قیامت به تصویر کشیده است ، در سوره عبس میفرماید : يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ .
ﺭﻭﺯی ﻛﻪ ﺁﺩﻣﻰ ﻓﺮﺍﺭ میکند ، ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ . (٣٤)  
وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ 
ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﭘﺪﺭﺵ . (٣٥) عبس 
وَ صَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ 
ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ(٣٦) 

الآن رفتار مردم شبیه روز قیامت ، یعنی آینده است که در انتظار ، آنهاست ، 
این روزها مردم از ترس جان خود ، از هم فرار می کنن ،
بهترین دوستان به یکدیگر دست نمیدهند 
مادر فرزندش را بغل نمیکند ،
 پدر دست فرزند را نمیگیرد ،
کسی به دیدن یکدیگر نمی رود ،
حتی عزیزترین کس ما از دنیا برود جنازه اش را به ما نمیدهند غریبانه دفنش میکنن ، 
مجالس ممنوع ، 
اعمال عبادی تعطیل ،  
نماز جمعه دیگر مهم نیست ، 
و دیگر بر نامه های دینی دست جمعی ممنوع ،
نماز جماعت که این همه برایش ثواب گفته اند فعلا تعطیله ،
 رفتارهای اجتماعی ، صله رحم ، دید و باز دید تعطیل ، ارزانترین لوازم نجات به بالا ترین قیمت ،

 خلاصه هرکس تنها به فکر خودشه ،  
پس بیایم پیش از آنکه با خدا و دیگران تسویه حساب کنیم ، با خود تسویه کنیم ، 
خداوند در سوره قارعة میفرماید: يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ 
ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻣﺮﺩم [ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﻴﻤگی ] ﭼﻮﻥ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎی ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ (٤)

 امروز نشانه ای از روز قیامت است ، 

خدایا ، ایمان مومنان را سلامت بدار  ، 
بیماریها یشان را شفا ، و از خزائن رحمت بیکران سایه ی لطف و محبتت را بر سر همه بگستران ، 
و همه را به راست هدایت فرما ،
و عاقبت همه را ختم بخیر کن ،
آمین یارب العالمین

در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند،‌ نبرد کنید. (بقره: ۱۹۰)

 

در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند،‌ نبرد کنید. (بقره: ۱۹۰)

ترور سردار، تست پروژه‌ی اصلی جنگ است...
هزینه پاسخ به آن هر چقدر زیاد باشد
از هزینه جنگ کمتر است؛
برای جنگ نکردن باید انتقام سخت گرفت...

فضيلت خواندن قرآن و تدبّر در آن

نتیجه تصویری برای فضيلت خواندن قرآن و تدبّر در آن


(قرآن در هر مرتبه اي از مراتب موجودات طوري تظاهر مينمايد) در محل خود مبرهن گرديده كه عوالم وجود در طول يكديگرند و هر مرتبه پستي نمود و ظهوري از مراتب فوق خود ميباشد و در پرتو وي نشو و نما ميكند دنياي ما كه فعلا در آن نشو و نما ميكنيم پست ترين و نازل ترين مراتب عوالم موجودات است و عالم مجاز و عالم قشر است و موجودات اينكه عالم يك نمودي و يك تظاهري از عالم بالا بيش انيس قاري گردد و نيز در قيامت كه عالم حقيقت و حاق ّ واقع است وجود عيني و حقيقي قرآن كه از عالم حقيقت تنزّل نموده و در اينكه عالم بصورت حروف و كلمه در آمده ظاهر گردد و تكلم نمايد و شفاعت كند و توهين نمايد كساني را كه بوي توهين نموده اند و چون قيامت عالم جمع و عالم حقيقت است آنچه در اينكه عالم از عوارض بشمار ميرود در قيامت بحقيقت جوهري خود هويدا ميگردد مثل اينكه در اينكه عالم اعمال و افعال بشر از قبيل عوارض و عملي بيش بنظر نمي آيد لكن در عالم برزخ بصورت مناسب ظاهر ميگردد و در قيامت بعين جوهري هويدا ميگردد و آثار جوهري از آنها پديد ميشود و شاهد بر اينكه مطلب آيات و اخبار چندي است

كه از مجموع آنها چنين استفاده ميشود كه اعمال بشر در قبر صورت ميگيرد اگر عمل نيك است بصورت نيكو تظاهر مي‌نمايد و اگر بد است بصورت زشت و موذي پديد مي- گردد و تا قيامت صاحبش را اذيّت ميكند و ادلّه عقلي نيز تأييد مينمايد آنچه را انبياء و پيشوايان بشر خبر بوقوع آن داده اند. 
لكن نه اينكه است عملي كه در اينكه عالم از عوارض بشمار مي‌رود در عالم برزخ و قيامت تغيير حقيقت دهد و جوهر گردد زيرا كه قلب ماهيت مي- شود و قلب ماهيت محال است بلكه چنانچه گفتيم موجودات در هر عالمي بمناسبت همان عالم تظاهر مي‌نمايند. 
ببين چگونه قرآن در همين عالم نيز نسبت بدرجه كمال هر كس طوري نمايش ميكند بعضي از قرآن نصيبي ندارند غير از خطوط و حروف و كلمات آن بعضي از معاني تحت اللّفظي آن نيز بهره اي ميبرند بعضي بالاتر از معاني و اسرار آن حظّي دارند تا برسد بمعاني باطني كه فرمود از براي قرآن باطني است و باطن آن را نيز باطني است، تفسير دارد، تأويل دارد، محكم نصيبي بدهيد زيرا هر كس در خانه اي تلاوت قرآن نمايد كارهاي دشوار اهل آن خانه آسان گردد و خير و بركت در آن خانه بسيار شود و هر خانه كه در آن قرآن خوانده نشود كار بر اهل آن خانه تنگ گردد و خير و بركت در آن كم شود. 
كليني از صادق آل محمّد (ص) چنين روايت ميكند كه وقتي كه اولين و آخرين جمع شدند مي‌بينند شخصي را در بهترين صورت كه صورتي بهتر از آن هرگز نديده بودند وقتي مؤمنين بوي نظر ميكنند مي‌بينند قرآنست ميگويند اينكه از ما است از مؤمنين ميگذرد ميرسد بشهداء شهداء گويند اينكه قرآن است از آنجا نيز ميگذرد ميرسد به پيمبران انبياء گويند اينكه قرآن است از آنجا نيز صلحاء و اتقياء باشد و نيز در منهج از عبد اللّه مسعود و او از پيغمبر اكرم صلّي اللّه عليه و آله چنين روايت كرده (قرآن خواندن احسان خداوند است كه بآن تمامي افراد بشر را دعوت فرموده پس از خواندن نعمت او بهره مند شويد و هر چند توانيد فائده آن را برگيريد زيرا قرآن ريسمان محكم است هر كس دست در آن زند هرگز از رحمت واسعه حق تعالي محروم نگردد، قرآن نوري است روشن كه گمراهان را بسر منزل مقصود رساند و دوائي است سودمند كه دردمندان- و مستمندان از دار الشفاء معرفت آن شفاء مي‌يابند و عارف مي‌شوند و نجاتي است كه هر كه تابع آن شود بمرتبه بلند و درجه ارجمند ميرسد پس تلاوت قرآن نمائيد تا آنكه خداوند سبحان بهر حرفي ده حسنه بنويسد و نميگويم (الم) را ده حسنه است بلكه ميگويم الف را ده حسنه است و لام را ده حسنه و ميم را ده حسنه و از علي بن موسي الرضا (ع) است كه حضرت رسول (ص) فرمود خانهاي خود را از تلاوت قرآن عبد اللّه عباس از رسول اكرم (ص) چنين روايت كرده (شريف ترين و بزرگوارترين امت من خوانندگان قرآنند و بعد از آن اشخاصي كه شبها مشغول عبادتند و نيز از رسول اكرم (ص) است (كه هر گاه كارهاي دنيا بر شما مشكل شود و طريق معاش و معاد بر شما پوشيده گردد دست بزنيد بر جمال قرآن تا حاجت دنيا و آخرت شما روا گردد و هر كس قرآن را پشت سر اندازد و تلاوت نكند و بر خلاف طريقه قرآن عمل كند وي را بدوزخ كشند و هر كه بقرآن تكلّم كند هميشه راست گفتار و درست كردار باشد و هر كه بطريق آن حكم كند با عدل و داد گردد و از راه راست برنگشته، و هر كس قرآن را وسيله دنيا و آخرت خود سازد بمراد دنيا و عقباي خود برسد و در زمره نيستند. فوق اينكه عالم عالمي كه در قوس صعود ما است عالم برزخ است كه واسطه بين عالم دنيا و عالم قيامت است عالم برزخ عالم صورت و عالم معني است و فوق آن نسبت ببشر عالم قيامت است كه عالم جمع و عالم حقيقت و عالم حيات است و آن سر حد و منتهاي سير بشر است يكي از اسماء قيامت (الحاقّه) است يعني حاق ّ حقيقت و عين واقع و روزي است كه باطن و اسرار هر چيزي ظاهر ميگردد يَوم َ تُبلَي السَّرائِرُ و نيز عالم حيات است وَ إِن َّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِي َ الحَيَوان ُ لَو كانُوا يَعلَمُون َ سوره عنكبوت آيه ۲۶۴ پس از اينجا معلوم ميشود كه استبعادي ندارد قرآن در قبر و در عالم برزخ كه عالم صورت و معني است بصورت معنوي خود و بوجه نيكو دارد، متشابه دارد، لكن تأويل و تفسير متشابهات كه معاني چندي در بر دارد مخصوص بآورنده قرآن و نمايندگان وي است.

ميگذرد تا ميرسد بيمين عرش خداوند جبّار ميفرمايد قسم بعزت و جلال خودم كه امروز گرامي ميدارم كسي كه تو را گرامي داشته و خوار و توهين ميكنم كسي كه تو را توهين نموده. 
و از اينكه قبيل اخبار كه قرآن در قيامت مجسم ميگردد و شفاعت مينمايد و خداوند اهل قرآن را گرامي ميدارد و كساني كه توهين بقرآن نموده اند معذب ميگردند بسيار است و براي اختصار بناچار از تفصيل آن خودداري مينمائيم.

تفسیر آیه 63 سوره انبیاء

نتیجه تصویری برای سوره انبیا

 

آیا حضرت ابراهیم در آیه ۶۳ انبیاء در خُردکردن بُتها و انداختن گناهش بگردن بُت بزرگ، دروغ مصلحت آمیزگفت؟

قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ "۶۳انبیاء" ابراهیم ‏(علیه ‏السلام) به داعی الزام خصم و ابطال الوهیت اصنام، گفت: بزرگ ایشان این کار را کرده. همچنان که در جملات بعدی صریحا منظور خود را بیان نموده، می‌فرماید: ‏(أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ) نه اینکه بخواهد به طور جدی خبر دهد که بزرگ آنها این کار را کرده.

و اینگونه تعبیرات در مخاصمات و مناظرات بسیار است، پس معنای آیه این است که: ابراهیم گفت: ‏(از شاهد حال که همه خرد شده اند، و تنها بزرگشان سالم مانده، بر می‌آید که این کار کار همین بت بزرگ ‏باشد)، این را به آن جهت گفت، تا زمینه برای جمله بعدی فراهم شود که گفت: ‏(از خودشان ‏بپرسید...).

تفسیر آیه 116

 

إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ "۱۱۶نساء". ..

ظاهر این آیه این است که می‌خواهد جمله: ‏(نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ) را که در آیه قبل بود تعلیل کند، البته این بنا بر این است که آیات به یکدیگر اتصال داشته باشند و در این صورت آیه دلالت می‌کند بر اینکه مشاقه و دشمنی با رسول، شرک به خدای عظیم است و اینکه خدای تعالی این گناه را که به وی شرک بورزند نمی آمرزد.

ای بسا این معنا از آیه شریفه زیر نیز استفاده شود که می‌فرماید: ‏(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَىٰ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ). 

آنان که کافر شدند و راه خدا را (به روی خلق) بستند و با رسول او پس از آنکه راه هدایت بر آنها روشن شد باز مخالفت کردند به خدا ضرری نمی‌رسانند (و زیان مخالفت بر خود آنهاست) و اعمال آنها را خدا البته بی اثر و محو و نابود می‌گرداند. ای اهل ایمان، خدا را اطاعت کنید و رسول او را اطاعت کنید و اعمال خود را ضایع و باطل نگردانید.

تفسیر آیه 106 سوره نسا

 

وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ۱۰۶ نساء:

ظاهرا منظور از استغفار در اینجا این است که رسول خدا ‏(صلی اللّه علیه وآله و ‏سلم) از خدای تعالی بخواهد آنچه که در طبع آدمی است که ممکن است احیانا حقوق دیگران را غصب کند و به سوی هوای نفس متمایل شود را بیامرزد، و بپوشاند، و خلاصه کلام معنای استغفار طلب آمرزش گناهانی که از آن جناب سر زده باشد نیست، زیرا آن جناب معصوم از گناه است، بلکه معنایش جلوگیری از امکانی است که گفتیم، و ما در سابق نیز مکرر خاطرنشان کردیم که عفو و مغفرت و استغفار در کلام خدای تعالی در شوونی مختلف استعمال می‌شود که جامع همه آن شوون جامع گناه است.

جامع گناهان عبارت است از دور شدن از حق به وجهی از وجوه و بنابراین معنای آیه - و خدا داناتر است - این است که: ای پیامبر طرفدار خائنان مباش و به سوی آنان تمایل مکن، و از خدا بخواه که تو را موفق به همین سفارشاتش بفرماید. و این معنا را بر نفس تو بپوشاند که روزی بخواهی از خیانت خائنان دفاع کنی و یا هوای نفس بر تو غالب شود. دلیل بر اینکه معنای استغفار این است، نه طلب آمرزش گناهان، ذیل آیات کریمه مورد بحث است که ‏می‌فرماید: (و لولا فضل الله علیک و رحمته لهمت طائفه منهم ان یضلوک و ما یضلون الا انفسهم و ما یضرونک من شی ‏ء).

وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره ...

 

«در روز قیامت منبری برای پیامبر تهیه می‌شود و ایشان به همراه امیرمؤمنان از آن بالا می‌روند و شیعیان نیز بر گرد این منبر جمع می‌شوند و خداوند هم به ایشان نظر رحمت می‌افکند و این همان قول خداوند است که فرمود: «وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره» سپس حضرت می‌فرماید: «خداوند نوری بر آنان می‌افکند که وقتی بر می‌گردند حوریان از شدت زیبایی ایشان نمی‌توانند چشم از آنان بردارند»

تفسیر آیه ۱۸ اسراء

 

مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ

ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا

آن کس که ( تنها ) زندگی زودگذر ( دنیا ) را می طلبد ، آن مقدار از آن را که بخواهیم- و به هر کس اراده کنیم- می دهیم سپس دوزخ را برای او قرار خواهیم داد ، که در آتش سوزانش می سوزد در حالی که نکوهیده و رانده ( درگاه خدا ) است.

(آیه۱۸، اسراء)

 

چنان نیست که هر کس هر چه بخواهد و به همان مقدار که خواسته به او می‌رسد، بلکه زمام امور دنیا به دست خدای سبحان است، و طبق آنچه سنت اسباب بر آن جریان دارد به هر کس هر مقدار که بخواهد می‌دهد و هر چه را نخواهد نمیدهد، هر که را که بخواهد مقدم میدارد و هر که را بخواهد عقب میاندازد.

لقد خلقنا الانسان فی کبد...

لقد خلقنا الانسان فی کبد کلمه ‏(کبد) به معنای رنج و خستگی است

 

 

و جمله مورد بحث جواب قسم است، و این تعبیر که ‏(خلقت انسان در کبد ‏است) به ما می‌فهماند که رنج و مشقت از هر سو و در تمامی شوون حیات بر انسان احاطه دارد، و این معنا بر هیچ خردمندی پوشیده نیست، که انسان در پی به دست آوردن هیچ نعمتی بر نمی آید، مگر آنکه خالص آن را می‌خواهد، خالص از هر نقمت و دردسر، و خالص در خوبی و پاکیزگی، ولی هیچ نعمتی را به دست نمی آورد مگر آمیخته با ناملایماتی که عیش او را منغص می‌دارد، و نعمتی مقرون با جرعه های اندوه و رنج، علاوه بر مصائب دهر که حوادث ناگواری که چون شرنگی کشنده کام جانش را تلخ می‌کند.

آیا قرآن خالق است یا مخلوق؟

علی بن معبد از حسین بن خالد که گفت بحضرت امام رضا (ع) عرض کردم که یا ابن رسول اللَّه مرا خبر ده از قرآن که آیا خالق است یا مخلوق یعنی آفریننده یا آفریده شده است.

فرمود: که نه خالق است و نه مخلوق و لیکن قرآن کلام خدای عز و جل است.

 

[اسرار توحید، «باب سی ام» در بیان اینکه قرآن چه چیز است - صفحه۲۴۹]  

تفسیر آیه ۳۸ سوره بقره

نتیجه تصویری برای اهبطوا منها جمیعا

 

درمورد آیه ۳۸بقره که خطاب "اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً" که خطاب اخراج از بهشت به آدم و حوا و شیطان بود. اگر بگوئی شیطان که داخل بهشت نمی شود؟

در پاسخ میگوئیم: این اشکال وقتی وارد است که بهشت مورد بحث، بهشت خلد باشد، و چنین نبوده، بلکه این جریان در بهشتی دیگر صورت گرفته، بدلیل اینکه همگی آنها از آن بهشت بیرون شدند، و اگر بهشت خلد بود، با بیرون شدن نمی ساخت.

إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ

إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ

کلمه ‏(تکویر) که مصدر فعل ‏(کورت) است به معنای پیچیدن چیزی، و به شکل مدور در آوردن آن است، نظیر پیچیدن عمامه بر سر، و شاید تکویر خورشید استعاره باشد از اینکه تاریکی بر جرم خورشید احاطه پیدا می‌کند.

"تفسیرالمیزان"

 

تصویر مرتبط

روزمان را با قرآن آغاز کنیم

 

18 تیر و عبرت گیری از تاریخ

سلب امنيّت، مهمّتر از قتل است.

سوره البقرة (2): آيه 217]
وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا (217)
(زيرا ايجاد) فتنه، از قتل بالاتر است. (مشركان) پيوسته با شما مىجنگند، تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند، نكتهها:
مراد از كلمه «الْفِتْنَةُ» در آيه، شرك، شكنجه، امتحان و بلوى است.

پیامها : 

1-  سلب امنيّت، مهمّتر از قتل است. «وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ»
2-   لازم است آرزوها، هدفها و تلاشهاى دشمن خود را بشناسيم. «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ»
3-   دشمنان، همواره در كمين هستند و ارتداد و كفر و پشت كردن به دينتان را مىخواهند و به غير آن راضى نمىشوند. آنها دنبال پيروزى موقت نيستند، بلكه مىخواهند فرهنگ و مكتب شما را از بين ببرند. «حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ» 


ایجاد تزلزل در دین و اعتقادات مردم از قتل بدتر است: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ؛[بقره، آیه 191]

فتنه در این آیه شریف به معنای کاری است که موجب می شود افراد جامعه در دینشان شک کنند و مضطرب گردند و به همین جهت راه تشخیص دین حق و اعتقادات صحیح را از دست دهند، در این آیۀ شریف بدین جهت فتنه از آدم کشی بدتر معرفی شده؛ چرا که اگر مؤمنی را بکشند به بهشت می رود و ضرر نمی کند و فقط زندگی مادی را از دست میدهد این در حالی است که تشکیک در مقدسات و باورهای دینی اجتماعی مردم موجبات خسران بزرگتر و گرفتار شدن آنان در آتش قهر الهی می گردد. 

وقتی جریانی انحرافی سعی دارد با رویکرد نفاق گونه خود بستر انحراف جامعه اسلامی را موضوع رستگاری خود منحرف نماید این امر موجبات هلاکت و گمراهی طیف وسیعی از افراد را به دنبال دارد که گناهی نابخشودنی تر از قتل است. (1)

(1) طوفان فتنه و کشتی بصیرت، آیة الله مصباح یزدی، ص24.

اگر به قرآن عمل میشد چه اتفاقهایی می افتاد ؟!

اگر به قرآن عمل میشد چه اتفاقهایی می افتاد ؟!

 

1 - اگر هر کس به سوره اعراف آیه ٣١ (کلو و اشربوا و لا تسرفوا ) توجه میکرد ، دیگر هرکس به اندازه نیازش غذا میخورد و پر خوری نمیکرد و این همه غذای اضافی دور ریخته نمیشد و شاید هم دیگر گرسنه ای باقی نمی ماند!

2 - اگر هرکس  به سوره ملک آیه ١٥  (وامشوا فی مناکبها و کلو من رزقه)  توجه میکرد ، راه رفتن را در برنامه روزانه خود پیش میگرفت.

3 - اگر هر کسی  به سوره بقره آیه ٨٣  (و قولوا لناس حسنا) توجه میکرد ، دیگر عصبانی نمیشد و دیگر دعوا و بدگویی از جامعه رخت بر می بست.

4 - اگر هر کس  به سوره اسرا آیه ٣٧ ( ولا تمش فی الارض مرحا )  توجه میکرد ، دیگر کسی برای جلب توجه دیگران و فخر فروشی و خودنمایی با غرور راه نمی رفت .

5 - اگر هر کسی  به سوره ال عمران آیه ٧٣  (و لا تومنوا الا لمن تبع دینکم)  توجه میکرد ، دیگر در مقابل اروپا و آمریکا و کافران احساس ضعف نمیکردیم و تقلید کورکورانه از لباس و فرهنگشان نمی کردیم.

6 - اگر هر کس  به سوره نور آیه٣٧  ( رجال لا تلهیهم تجاره و ولا بیع عن ذکر الله و اقام الصلاه و...) عمل میکرد ، دیگر هنگام اذان بازارها از مردم خالی میشد و همه به صف نماز می ایستادن ، و صفا و صمیمیت و دوستی و معنویت فرا گیر میشد و فرمان خدا اطاعت میشد و فحشا و منکر از بین میرفت و خداوند برکاتش را بر ما نازل میکرد

7_ اگر کسی به سوره اعراف آیه ۱۹۹ توجه میکرد ( وامر بالمعروف) دیگه کسی تذکر دادن صحیح به دیگران رو به بهانه فضولی نکردن در مسایل شخصی ترک نمی‌کرد و اینگونه گناه و منکرات همه گیر نمی‌شد.

8 - اگر هر زنی به سوره نور آیه ٣١  ( و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن )  عمل میکرد ، دیگر زنی برای غیر شوهرش آرایش نمیکرد و خیلی از زندگیها آرام بود و جوانها دنبال شهوترانی نبودند.

9 - اگر هر کسی به سوره نور آیه ٣۰ (یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ)  عمل میکرد ، دیگر کسی به نامحرم نگاه نمیکرد و تیر زهر آگین شیطان به قلبش وارد نمیشد و این همه فساد جنسی رایج نمیشد.

10 - اگر هر دختر  و پسر جوانی به سوره نور آیه ٣٣ ( ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله ) عمل میکرد ، دیگر به بهانه نداشتن موقعیت ازدواج ، گناه نمیکردند و صبر میکردند تا خدا از فضلش به آنها همسری بدهد و زمینه ازدواجش فراهم شود.

11_اگر هر کسی به سوره نور آیه ١٩  (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین ءامنوا لهم عذاب الیم ) توجه میکرد ، دیگر کسی دوستش را به گناه دعوت نمیکرد و برای هم فیلم و عکس نامشروع نمی فرستادن تا علاوه بر خودشان دیگران را به دنبال فحشا ببرند.

 

آری عزیزان ما از دنیای متمدن عقب نیستیم ، از باورهای الهی مان عقبیم

تفسیر سوره مریم، آیه 84


فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا "مریم84"


کلمه ‏(عد) به معنای شمردن است، و چون شمردن هر چیزی آن را به آخر می‌رساند و نابود می‌کند، به این عنایت، خدای تعالی در این آیه خواسته است بفرماید: ما عمر ایشان را به آخر می‌رسانیم و تا آخرین نفس می‌شماریم، گویا نفس های عمر ایشان را در نزد خود ذخیره کرده، و دانه دانه می‌فرستد تا تمام شود، و آن روزی است که وعده عذابشان داده است.

و چون مدت بقای آدمی، مدت آزمایش و امتحان او است، همچنانکه آیه ‏(انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن ‏عملا) اشاره به آن دارد، در نتیجه شمردن عمر در حقیقت شمردن اعمالی است که در نامه عمر نوشته می‌شود، تا بدان وسیله بنیه زندگی جاودانه آخرت تمام شود، و در آن آنچه مایه سعادت زندگی او در آنجا است، تا دانه آخر شمرده می‌شود، که چه نعمتهائی دارد، و چه نقمتهائی، و همانطور که ماندن جنین در رحم مادر، باعث تمامیت خلقت جسم او می‌شود، ماندن آدمی هم در دنیا برای همین است که خلقت جانش پخته و تکمیل گردد و خدا آنچه از عطایا برایش تقدیر نموده برایش تا به آخر بشمارد.

و بنابراین جا ندارد که انسانی از خدای تعالی مرگ کسی را طلب کند و در آن استعجال نماید چه انسان کافر فاجر، و چه مؤمن صالح، برای اینکه مدت بقای اولی در دنیا همان مدت شمردن گناهان او است، تا در برابرش کیفر شود، و مدت بقای دومی مدت شمردن حسنات او است، تا در برابرش پاداش داده شود و بدان متنعم گردد، و این آیه شمردن را مقید به هیچ قیدی نکرده، ولی از ظاهرش در بدو نظر چنین فهمیده می‌شود که مقصود شمردن نفس ها، یا ایام زندگی است."المیزان ج ۱۴ ص ۱۸۰"


در این کتاب از اسماعیل یاد کن زیرا که او درست وعده و فرستاده ای پیامبر بود (۵۴)


در تفسیر جامع، ج ۴، ص ۳۲۵، از امام صادق (ع): اسماعیل فرزند ابراهیم قبل از ابراهیم وفات نمود (در صورتی که آیه از اسماعیلی صحبت شده که هم رسول و هم نبی بوده است) و این اسماعیل غیر از فرزند ابراهیم بوده و او «اسماعیل بن حزقیل» (همان مؤمن آل فرعون است که موسی را یاری نموده) بود که خداوند او را برای هدایت قومش فرستاد. قوم، او را تکذیب کردند، آزار بسیارش رسانیدند و پوست صورتش را کندند. خداوند فرشته ی عذاب

 

را فرستاد تا قومش را عذاب کند ولی اسماعیل گفت: به تو حاجتی ندارم و به پروردگار در مقام مناجات عرض کرد: حاجت من آن است که در آن موقع که امام حسین (ع) به دنیا رجعت می‌فرماید مرا هم به دنیا برگردانید تا انتقام خود را از دشمنان خود بگیرم و خداوند هم دعایش را مستجاب کرد.

 

در تفسیر جامع، ج ۴، ص ۳۴۴، از حضرت رسول (ص): آیات قرآنی چهار قسم است، یک جزءِ آن در شأن ما و اهل بیت ماست و یک جزء در احکام حلال خدا، یک جزء در محرمات و جزءِ دیگر آن در فضایل و احکام است.

 

در کتاب اسرار آل محمد (ع)، ص ۵۵۳، از رسول خدا (ص): خدای تعالی، قلب هر کس از جن و انس را که بخواهد پاک کند ولایت علی (ع) را به او می‌شناساند. و بر قلب هر کس که بخواهد پرده بکشد معرفت علی (ع) را از او امساک کند.

روزمان را با قرآن آغاز کنیم

 

مقاومت، زمينه ى دريافت نصرت الهى است.

 

سوره بقره آیه ۲۱۴

أمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّي يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَي نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ 

«آيا گمان كرديد داخل بهشت مى شويد وحال آنكه هنوز مانند آنچه بر پپشينيان شما گذشت به شما نرسيده است؟! آنان گرفتار تنگدستى و ناخوشى شده و چنان زير و زبر شدند كه پيامبر و افرادى كه ايمان آورده و همراه او بودند، گفتند: يارى خدا چه وقت خواهد بود؟ آگاه باشيد كه يارى خداوند نزديك است.»

پیامها : 

1-  - انتظار بهشت رفتن، تنها بخاطر ايمان داشتن و بدون سختى كشيدن، انتظار نادرستى است. «ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة...» 
2-    آماده باشيم، آزمايشات الهى به قدرى سخت است كه بعضى مواقع انبيا را نيز مضطرب مى كند. «يقول الرسول والذين آمنوا معه متى نصر اللَّه»
3-   يكى از شروط استجابتِ دعا، اضطرار و قطع اميد از غير خداست. «متى نصراللَّه... انّ نصر اللّه قريب»
4-   آرام بخشِ همه ى مشكلات، ياد نصرت خداوند است. «الا انّ نصر اللّه قريب»
5-    مقاومت، زمينه ى دريافت نصرت الهى است. «مسّتهم... انّ نصر اللّه قريب»

 

امام خامنه ای  در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی  ۱۳۹۲/۰۵/۱۸

هدایت الهی، دستگیری الهی، لطف الهی آن وقتی است که ما همهی موجودی توان خود را - که آن هم متعلق به خدای متعال است - وارد صحنه کنیم؛ از فکر و تدبیر، از نیروی جسمی و توان کار، از امکانات عظیم نیروی انسانی کشور، از همه چیز استفاده کنیم؛ آن وقت خدای متعال قطعاً تفضل خواهد کرد.
 بسیاری بودند که در مقاطعی، از آیندهی کشور مأیوس می شدند.

ما در این سی و چند سال، تجربههای متعددی داریم؛ بودند افرادی که یا نزدیکبین بودند، یا دچار ضعف باور به کمک الهی بودند، یا حسن ظن به وعدهی الهی نداشتند؛ در یک مواقعی،«و زلزلوا حتّی یقول الرّسول و الّذین ءامنوا معه متی نصر الله»؛ در طول تاریخ هم پیش آمده است؛ در همان مواقع، خدای متعال کمک کرده است.

روزمان را با قرآن آغاز کنیم


سوره 47. محمد آيه 4

   
فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى  إذَآ أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنّاً بَعْدُ وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا     


 پس هرگاه با كسانى كه كافر شدند روبرو شدید، گردنهایشان را بزنید تا آن كه آنان را از پا درآورید (و چون در دست شما اسیر شوند) پس آنان را سخت ببندید (تا فرار نكنند) سپس، یا بر آنان منّت نهید (و آزادشان كنید) و یا با گرفتن فدیه و عوض، رهایشان كنید تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد. 

 

در ارتباط با این آیه ، از پیغمبر (ص) سؤال می‌کنند که چه زمانی جنگ، سنگینی خودش را زمین می‌گذارد؟ انتظار داشته که پیغمبر یک جواب سطحی به او بدهد. حضرت می‌گویند: *«این جهاد همواره هست، از آن زمانی که من مبعوث شدم این جهاد هست، تا زمانی که آخرین از امت من، مهدی امت، با #دجّال روبرو شود.»*


تا آن موقع، جنگ بار خودش را بر زمین نمی‌گذارد. این دیگر چه جهادی است؟! یک جهادهایی داریم، جهاد مقطعی که می‌شود ۸ سال دفاع مقدس. یک جهاد داریم که #جهاد_بی‌پایان است و ته ندارد. اگر کسی خودش را در حالت صلح و آرامش فرض کند، این معلوم است که نفهمیده این جهاد بی‌پایانی است. که از موقع بعثت پیامبر شروع شده تا این‌که مهدی (عج) با دجال روبرو شود.
جهاد همواره هست ...*

 

امام خامنه ای در مراسم سی‌امین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)    ۱۳۹۸/۰۳/۱۴

امام ؛ در راه خدا اهل مجاهدت بود، آرام نمی‌نشست، دائم در حال مجاهدت بود؛ [مصداق] این آیه‌ی شریفه: فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب * وَ اِلیٰ رَبِّکَ فَارغَب؛از یک کار بزرگ که فراغت پیدا میکرد، چشم به یک کار بزرگ دیگری میدوخت و آن را دنبال میکرد؛ اهل مجاهدت فی‌سبیل‌الله بود؛ اینها عوامل جاذبه‌ی امام است. این خصوصیّات در امام مجتمع شده بود؛ هر کسی با این خصوصیّات باشد، دلها به سَمت او جذب میشود؛ اینها همان عمل صالحی است که خدای متعال میفرماید: اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمانُ وُدًّا؛ این وعده‌ی الهی است؛ این محبّتها هم محبّتهای الهی است، محبّتهای تبلیغی و تحمیلی و تلقینی نیست؛ کار خدا است، دست خدا است.

روزمان را با قرآن آغاز کنیم

 

قرآن مرضهاى قلب را از بين می برد و حالت یقین  و استقامت را به آن باز مىگرداند

[سوره الإسراء (17): آيه 82]

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ (82)

و آنچه از قرآن فرو مىفرستيم، مايهى شفا (ى دل) و رحمتى براى مؤمنان است 
امام خامنه ای در دیدار شرکت کنندگان در سى‌ویکمین دوره‌ى مسابقات بین‌المللى قرآن کریم‌/.۱۳۹۳/۰۳/۱۳

قرآن, هدایت الهی

اگر دیدید دلتان به قرآن نزدیک است، خدا را شکر کنید؛ اگر دیدید معارف قرآنى را به‌آسانى قبول میکنید و در دل میپذیرید و تحمّل میکنید، بدانید که خداى متعال اراده کرده است شما را هدایت کند؛ فَمَن یُرِدِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلاِسلمِ وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَییِّقًا حَرَجًا کَاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماء

 ترجمه المیزان /ج/ 13 ص/ 251

 

قرآن از جهت اينكه معالج امراض قلبى است، براى مؤمنين «شفاء» و به لحاظ اينكه صحت و استقامت نفسانى مىآورد «رحمت» است

قرآن كريم از آن جهت شفا است كه اول صفحه دل را از انواع مرضها و انحرافات پاك مىكند، و زمينه را براى جاى دادن فضائل آماده مىسازد، و از آن جهت رحمت است كه صحت و استقامت اصلى و فطرى آن را به وى باز مىگرداند، پس از آن جهت شفا است كه محل دل را از موانعى كه ضد سعادت است پاك نموده و آماده پذيرشش مىسازد، و از آن جهت رحمت است كه هيات سعادت به دل مؤمن داده، نعمت استقامت و يقين را در آن جايگزين مى كند.

و بنا بر آنچه گذشت معناى آيه" وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ" اين است كه ما چيزى بر تو نازل مىكنيم كه مرضهاى قلبها را از بين برده و حالت صحت و استقامت اصليش را به آن باز مىگرداند، پس آن را از نعمت سعادت و كرامت برخوردار مىسازد

روزمان را با قرآن آغاز کنیم 

 

 

قرآن  و سه امتیاز بزرگ آن 

[سوره الزمر (39): آيه 23]

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (23)

خداوند بهترين سخن را در قالب كتابى نازل كرد (كه آياتش) متشابه (و مشابه يكديگر است). از (تلاوت آيات) آن پوست كسانى كه از پروردگارشان مىترسند به لرزه مىافتد، سپس (با ايمان و انس) به ياد خدا پوستها و دلهاى آنان نرم و آرام مىشود، اين است هدايت خداوند كه هر كه را بخواهد به آن هدايت مىكند و هر كه را خداوند (به خاطر فسق و فسادش) گمراه نمايد، پس هيچ هدايت كنندهاى براى او نيست.

 

سه امتياز بزرگ قرآن: 

1-«كتابى است كه آياتش (در لطف و زيبائى و عمق و محتوا) همانند يكديگر است» (كِتاباً مُتَشابِهاً).
منظور از «متشابه» در اينجا كلامى است كه قسمتهاى مختلف آن با يكديگر همرنگ و هماهنگ مىباشد، هيچ گونه تضاد و اختلافى در ميان آن نيست، خوب و بد ندارد.
2- ويژگى ديگر اين كتاب اين است كه: «آياتى مكرر دارد» با تكرارى شوقانگيز (مَثانِيَ).                        
 اين تعبير ممكن است اشاره به تكرار مباحث مختلف داستانها، سرگذشتها، مواعظ و اندرزها بوده باشد، اما تكرارى كه هرگز ملالتآور نيست، بلكه شوق انگيز است و نشاط آفرين، و اين يكى از اصول مهم فصاحت است.
3- سومین ویژگی قرآن ؛ مسأله نفوذ عميق و فوق العاده آن است : «از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مىترسند مىافتد برون و درونشان نرم و متوجه ذكر خدا مىشود» (تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ).
چه ترسيم جالب و زيبائى از نفوذ عجيب آيات قرآن در دلهاى آماده، نخست در آن خوف و ترسى ايجاد مىكند، خوفى كه مايه بيدارى و آغاز حركت است، و ترسى كه انسان را متوجه مسؤوليتهاى مختلفش مىسازد.

 

امام خامنه ای  در دیدار شرکت کنندگان در سى‌ویکمین دوره‌ى مسابقات بین‌المللى قرآن کریم‌  ۱۳۹۳/۰۳/۱۳

اگر دیدید دلتان به قرآن نزدیک است، خدا را شکر کنید؛ اگر دیدید معارف قرآنى را به‌آسانى قبول میکنید و در دل میپذیرید و تحمّل میکنید، بدانید که خداى متعال اراده کرده است شما را هدایت کند؛ فَمَن یُرِدِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلاِسلمِ وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماء
 

درسنامه ترجمه قرآن | آیه ۵۲ سوره فرقان

درسنامه ترجمه قرآن | آیه ۵۲ سوره فرقان

 

جهاد کبیر راه مقابله با جنگ نرم است

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/42674/photo_2019-05-28_16-49-13.jpg

«فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا.»، ترجمه: «از کافران تبعیت نکن و با تبعیت نکردنت با آنان جهادی بزرگ کن.»
 

محل بحث نیز درباره مرجع ضمیر «‌ه» در «بِه» است. آیه می‌فرماید «از کافران اطاعت نکن و به وسیله "آن" با آنها جهاد کبیر کن». حال سؤال این است که مرجع ضمیر «آن» در این آیه چیست؟

در میان «جهاد»ها، آن جهادی که جامعه اسلامی همیشه با آن مواجه است و دائم در حال مبارزه و جهاد است، آن «جهاد کبیر» است. زیرا جهاد اکبر یک مسئله‌ی عمومی است و همه با آن سر و کار دارند. جهاد اصغر نیز همیشگی نیست و در بسیاری زمانها وجود ندارد. اما جهاد کبیر یک جهاد همیشگی است. این جهاد همان جهاد حق و باطل است که در طول زمان بوده است و هدف باطل این است که حق را به تبعیت از خودش وادار کند.

بخش فقه و معارف پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به‌مناسبت ایام ماه مبارک رمضان پرونده‌ی «درسنامه‌ی ترجمه‌ی قرآن» را منتشر میکند، در چهارمین مطلب این پرونده با آیه‌ی ۵۲ سوره مبارکه فرقان آشنا می‌شویم.
 

روزمان را با قرآن آغاز کنیم

 

احساس شادى و نشاط روحى پس از شنيدن آيات قرآن،

نشانه ى تكامل و رشد ايمان مومنان  است.

 

سوره مبارکه التوبة آیه ۱۲۴
وَإِذا ما أُنزِلَت سورَةٌ فَمِنهُم مَن يَقولُ أَيُّكُم زادَتهُ هذِهِ إيمانًا  فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا فَزادَتهُم إيمانًا وَهُم يَستَبشِرونَ

ترجمه:
و هنگامی که سوره‌ای نازل می‌شود، بعضی از آنان (به دیگران) می‌گویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما کسانی که ایمان آورده‌اند، بر ایمانشان افزوده؛ و آنها (به فضل و رحمت الهی) خوشحالند

 


امام خامنه ای  در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۱۳۸۸/۰۴/۰۳


این قرآن نباید فقط حالت شکلی پیدا کند؛ باید گوش کنیم، از کلمات قرآن بهره ببریم. دلمان را بدهیم به قرآن. هر کلمه‌ای از این کلمات قرآن میتواند یک انقلابی در دلهای ما به وجود بیاورد؛ البته برای کسی که مأنوس با قرآن باشد. به حسب تجربه، آدمی که مأنوس با قرآن نباشد، بهره‌ی زیادی هم از قرآن نمیبرد.

«ایّکم زادته هذه ایمانا». آیه‌ای که می‌آمد، منافقین میگفتند ها چی شد؟ ایمانتان زیاد شد؟ چیزی از قرآن نمی فهمیدند.

اگر انس با قرآن باشد و دل دادن به قرآن باشد، انسان آن وقت می‌بیند از هر کلمه‌ی قرآن یک قطره‌ی مصفا و پاکیزه‌ای نوش جان میکند؛ نوری به دل انسان میتابد
 

راه صحیح زندگی جوامع اسلامی و امّت اسلامی، عمل به قرآن است

 

راه صحیح زندگی جوامع اسلامی و امّت اسلامی، عمل به قرآن است

 

[سوره النحل (16): آيه 44]
بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44)

(ما پيامبران پيش از تو را) همراه با معجزات و كتب (آسمانى فرستاديم) و به سوى تو ذكر (قرآن) را فرو فرستاديم، تا براى مردم آنچه را كه برايشان نازل شده روشن بيان كنى و شايد بيانديشند.


پيامها

1-  وظيفه پيامبر، بيان قرآن و وظيفهى مردم، پذيرش آن بر اساس فكر و انديشه است. «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ... يَتَفَكَّرُونَ»

2-   قرآن، ذكر است، مايه تذكّر و توجّه انسان و دور نمودن او از غفلت و نسيان.«أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ»

 

بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن۱۳۹۷/۰۲/۰۶

امروز ما به قرآن احتیاج داریم؛ راه صحیح زندگی جوامع اسلامی و امّت اسلامی، عمل به قرآن است؛ در یک روایتی میفرماید: وَ هُوَ النُّورُ المُبین؛ خاصیّت نور چیست؟ نور فضا را روشن میکند، راه را به انسان نشان میدهد، انسان قدرت بینایی پیدا میکند، بصیرت پیدا میکند؛ نور که نبود، چشم هم به کار نمی‌آید و فایده‌ای ندارد، چون جایی را نمیبیند. 

ما دارای عقل هستیم، دارای توانایی‌های گوناگون هستیم، دارای قدرت فکری هستیم، امّا اگر نور نباشد، اینها نمیتواند به ما کمک کند؛ نور لازم است. این نور، قرآن است؛ و الشِّفاءُ النّافِع؛ [ما] مریضیم، بیماری داریم.

عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی را ببینید؛ تسلّط کفّار بر بسیاری از کشورهای اسلامی را ملاحظه کنید؛ اینکه رئیس‌جمهور آمریکا با کمال وقاحت می‌ایستد آنجا و می گوید اگر ما نباشیم، بعضی از این کشورهای عربی یک هفته هم نمیتوانند خودشان را حفظ کنند، این تذلیل مسلمانها است؛ این به‌خاطر این است که این بیماری است، از این بیماری ذلّت هیچ بیماری‌ای بالاتر و بدتر نیست.

این ذلّت است، این به‌خاطر عدم تمسّک به قرآن است، به‌خاطر این است که ما این شفا را از دست داده‌ایم، این درمان را از دست داده‌ایم. 

ما امروز [به قرآن] احتیاج داریم؛ هم در زندگی شخصی‌مان به قرآن احتیاج داریم، هم در زندگی اجتماعی، هم در سیاستمان، هم در سلوک حکومتی خودمان. قرآن به ما درس میدهد.
 

روزمان را با قرآن آغاز کنیم

 

جامعه ای که دور از قرآن باشد جز اضطراب چیزی نصیبش نمی شود

 

[سوره طه (20): آيات 124 تا 125]
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً (124) 
و هر كس از ياد من روى گرداند، پس همانا براى او زندگى تنگ و سختى خواهد بود 

 

پيامها:

1-   منظور از ذکر قرآن است«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »


2-   دورى از قرآن چه در زندگی فردی چه جمعی  مايه اضطراب، حيرت و حسرت است، هر چند ثروتمند  باشد. «مَنْ أَعْرَضَ» ...


3-   زندگى آرام و شيرين، فقط در پرتو ياد و ذكر خداست. «مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي»

 

امام خامنه ای در جلسه بیست و ششم تفسیر سوره بقره  ۱۳۷۱/۰۲/۲۳

کسانی که از راه انبیاء تبعیت بکنند دنیای خوبی هم خواهند داشت و کسانی که از راه انبیاء تبعیت نکنند دنیایشان هم دنیای بدی خواهد بود: و من اعرض عن ذکری فانّ له معیشتاً ضنکاً  زندگی هم برای آنها زندگیی سخت و تنگی خواهد شد.

انسان علاوه بر این نیازها یک نیاز فطری دیگری هم دارد که آن نیاز آرامش قلب و طمأنینه است که جز با توجه بخدا و جز با کار برای خدا تأمین نخواهد شد. آن کسی که از نعمت و عیش دنیوی برخوردار است. این، آن اطمینان و آرامش و سکینه‌ی روحی را ندارد، لذا هر لحظه برای او از دست دادن این نعمت یک دلهره است و هر لحظه‌ای از عمر خود را که از دست میدهد. یک خسارت و یک حسرت است، چون این چیزی را که دارد از دست میدهد به جای آن هیچ چیزی در دست او نخواهد بود. این انسانی که از زندگی خوش و عیش و نوش و راحتی برخوردار است بطور دائم یک حزنی گریبانگیر اوست