محقق سید محسن اعرجی 

 

گفته اند که محقق سید محسن اعرجی همسر علویه ای داشت که در زهد و تقوا بی نظیر و ضرب المثل بود و دوک ریسی می کرد. زمانی در سید ضعفی و ناتوانی مشاهده کرد، و از وجه دوک ریسی خود مقداری برنج عنبر بو همراه با اندکی گوشت مرغ تهیه کرد، هنگامی که غذای مذکور را نزد سید حاضر کردند سید فرمود: راست بگو این غذا را برای آن درست کرده ای که همسر تو هستم یا به آن جهت که از سادات و علمایم؟ .
.
پاسخ داد به خدا سوگند که در تهیه این غذا جز رضای خدا نظر دیگری نداشتم، زیرا دیدم شما که از علمای آل محمدید و اینگونه ناتوانید، خواستم تا قوتی در بدن شما بوجود آید.
سید فرمود: اجازه می دهید که با این غذا هر طوری که خواستم عمل کنم؟ زن تسلیم شد، سپس سید آنها را برای یتیمانی که در همان نزدیکی می زیستند فرستاد و فرمود: آیا این عده از یتیمان در تمام عمرشان چنین غذائی خورده اند؟ علویه اظهار داشت: چنان است که می فرمائید، در تمام عمرشان از چنین غذائی استفاده نکرده اند، سید فرمود: هرگاه آنان از این غذا بخورند به نفع من و تو است و قوت و نیرو از خداوند توانا است


زین العابدین سلماسی می گوید:

پدرم میرزا ابراهیم طبقی خرما به وسیله یکی از خادمانش برای سید محسن اعرجی فرستاد. وقتی خادم بازگشت، گفت: طبق خرما را به منزل سید محسن بردم؛ امّا او به خادمش گفت که آن را برای یک خانواده فقیر ببرد. پدرم طبقی دیگر برای او فرستاد و سید محسن آن را به خانواده دیگری هدیه کرد. پدرم برای بار سوم طبقی خرما فرستاد و گفت: به سید محسن بگو: راضی نیستم که این را به کسی هدیه کنی. سید محسن از این پیام ناراحت شد و آن طبق را نیز به فقیری هدیه داد.


محقق اعرجی در نود سالگی به علت ابتلا به مرض استسقاء در سال۱۲۲۷ قمری از دنیا رفت و مقابل در مدرسه‌ای که در آن تدریس می‌کرد، جنب حرم کاظمین به خاک سپرده شد. بعضی منابع درگذشت وی را ۱۲۴۰ قمری دانسته اند.